تبليغاتX
فرهنگی ساده

فرهنگی ساده

از اینکه دوباره اومدم خداروشاکرم ازاینکه مسائل شخصی چندوقتی برایم دغدغه درست کرده بود وسرم بسیار شلوغ بود و همه انان ختم بخیر شد از خدا متشکرم گاهی اوقات ادما ناخداگاه وارد یک سری مسائل میشن که انتظارشو ندارن گاهی اوقات وقتی ادم پیشه روی دغدغه هاش قرار میگیره که فکرشم نمیکرده اون لحظه متوجه اون سنگینیه نمیشه بعده تموم شدنش تازه میفهمی یادش بخیر ادما چه زود عمرشون میگذره عمری که برنامه هاش با خواسته خودت داره رقم میخوره البته یه موقع ها ادم فکرمیکنه این عمر یکسری برنامه های عجیبم پیش روت میذاره انقدر متعجب میشی که بعده مدت ها هنوز تو حیرتی ..........}با کلی دوندگی به الاخره تونستیم خودمونو ۷ ترمه کنیم با دانشگاه و ادمای بی مسولیتش کنار اومدن خودش یه قدرت بزرگ میخواد ۲ تا درسم بمونه معرفی به استاد ترم دیگه بایت همه چی خدایا متشکرم.توی این مدت ادمای مختلف عقیده های متفاوت ایده های جالب برخوردم ولی رفتاری که خیلی زجرم داد و میده خودبزرگ بینی و خود شیفتگی ادماست.

اخه انسان{البته بعضیا} تو چی هستی که انقدر ادعا داری انقدر بزرگ میبینی خودت و بیا مثل همه فروتن باش بیا با مردم باش بیا شرایطای مختلف و تجربه کن بیا تو مراحل سخت قرار بگیر بیا یکم اعتقادی باش تاکی خودت و ببینی تا کی ادم خاص باشی تاکی ایم رفتاراتو کلاس بزاری تاکی فیگور بگیری تا کی خودتو تافته جدا بافته بدونی بیا با همه باش عمرت زیاد نیست میدونی به تو چی میگن خود بزگ بین خود شیفته...................بیمارای خود شیفته با احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شن. این افراد خودشونوآدمهای خاصی می‌دونن و انتظار دارند بطور خاصی  با آنها رفتارشه. تحمل انتقاد براشون سخته و در مقابل آن خشمگین شده ، فرد مورد نظر رو به «نادانی ، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند. خودشونوقوی ، مشهور ، داناترین و ... قلمداد کرده ، انتظار اطاعت و پیروی دیگران

رو دارن. چون دیگران نمی‌تونن خواسته‌های آنها را برآورده کنن. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیته، روابط اجتماعی شان شکننده  و مسائل بین فردی ، شغلی و فقدانهای زیادی دارن که با رفتارخود آنها را بوجود می‌ارن، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارن
انسان خودشيفته کسى است که بيش از حد تعادل و به شکلى بيمارگونه به خود توجه داره. اين گونه افراد، بشدت دچار اضطرابن و بدترين درد براشون اينه که کسى به آنها توجه نکنه، بنابراين براى جلب توجه ديگران، دست به هر کارى مى زنن. خودشيفتگى هيچ پشتوانه اى نداره و معمولاً متکى بر توهمات و خيالات فرد ه. افراد خود شيفته تصور مى کنند بسيار آدم هاى مهم و بزرگى هستند و جالب اينجاست که مى خواهند ديگران را هم وادار کنندکه اين تصورات باطل را بپذيرند.
انسان خود شيفته، پيوسته خودش و ديگران را گول مى زند و براى بزرگ جلوه دادن خود، دائم دروغ مى گه و امتيازات مالى و معنوى عجيب و غريبى را به خود نسبت مى دهه و گاه در اين کار به قدرى اغراق مى کنه که خودش هم دروغ هايش را باور مى کنه رياکارى يکى از بزرگ ترين ويژگى هاى انسان هاى خود شيفته است .تمرین کن اینا نباشی این صفتا ادم دوروغین میسازه دوست نداری دوروغ باشی که........خستتون نمیکنم برای امروز کافیه روزه خوبی رو براتون ارزو میکنم در پناهش............

کلام شاملو در «آخر بازي» بي شک نافذترين کلام است:
تو را چه سود فخر به فلک بر فروختن
هنگامي که هر غبار راه لعنت شده نفرينت مي کند؟
تو را چه سود از باغ و درخت؟
که با ياس ها به داس سخن گفته اي
آنجا که قدم نهاده باشي
گياه از رستن تن مي زند
چرا که تو تقواي خاک و آب را هرگز باور نداشتي...

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1390 14:51 توسط مونا عباسی |

سلام به دوستان عزیزم که به من لطف داشتن خوب سال جدیدو هزاران مشغله کاری هزاران هزار شادی وتعدادی غم کم و بیش در حال گذراست و در این میان هروز از تعداد عمرمان کم ودراین بین جای بسی تاسف از قدر نشناسیها بی محبتی ها .....واما اکنون از خداوند بزرگم بابت سلامتی وتمام روزها سپاسگذارم

انسان ها  به شیوه ی هندیان بر سطح زمین راه  می روند.
   

با یک سبد در جلو ویک سبد در پشت.
   

در سبد جلو ,صفات نیک خود را می  گذاریم .در سبد پشتی ,عیبهای خود را
 

  نگه می داریم . به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود ,چشمان خود را بر
 

صفات نیک خود می دوزیم وفشارها را درسینه مان  حبس می کنیم . در همین
 

زمان بیرحمانه , در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت می
 

کند,تمامی عیوب او را می بینیم .
 

بدین گونه است که در باره ی خود بهتر از او داوری می کنیم ,بی آنکه
 

بدانیم کسی که پشت سر ما راه می رود
 

به ما با همین شیوه می اندیشد.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390 2:16 توسط مونا عباسی |

آیا سقفی بالای سرت هست؟

نانی برای خوردن

لباسی برای پوشیدن

و ساعتی برای خوابیدن داری؟آری

نامی برای خوانده شدن

کتابی برای آموختن

و دانشی برای یاد دادن داری؟آری




بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیر زن.

سخنی برای شاد کردن یک کودک

دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری

لحظه ای برای حس کردن

قلبی برای دوست داشتن

و خدایی برای پرستیدن داری؟آری

پس خوشبختی بسیار خوشبخت...!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 12:31 توسط مونا عباسی |

X

مونا
دانشجوی مدیریت فرهنگی هنری
در جستجوی تکامل
.....جایی که برای کرم ابریشم پایان دنیاست پروانه ای متولد می شود


Home
.Bahar 20.
Email

Profile

Archives

مهر 1390

خرداد 1390

مرداد 1389
تیر 1389
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387



Links

خدمات وبلاگ نويسان
میثم عابدینی
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
دکتر داوود محمدی
هم دانشکده ای و هم رشته ای
آرشیو پیوندهای روزانه





آمار سايت


تعداد بازديدها:



Design by : Bahar 20